#_به_من_بگو_لیلی_پارت_152
- منظورتون چیه؟
- دوست پسرت تو همه ی ماجرا دخیل بوده، تو زندگی من نقش داشته!
- دوست پسرم؟!
- بله... همونی که تو رو به رئیس معرفی کرده. همونی که شک تو دل همه انداخته... تو این وسط آدم بی طرفی نیستی که تشخیصت ارزشی داشته باشه!
با انگشت حلقه اش رو لمس کرد و ادامه داد: چطور باید بهت اعتماد کنم؟!
- من نمی فهمم، مگه...
کارن هم جلو رفت و با عصبانیت گفت: معلومه که نمی فهمی!
با کمال تعجب حس می کرد نیمی از عصبانیتش به خاطر اینه که این دختر اصلاً رابطه اش با ماهان رو انکار نکرده بود و حالا هم حق به جانب نگاه می کرد. محسنی نفسش رو آروم آروم بیرون فرستاد و گفت: این همه بدبینی به خاطر چیه؟ تا حالا از خودتون پرسیدید؟
- همین که تو هی سوال می پرسی بسه!
- مشکلتون با ماهان چیه؟
- ماهان؟!! چه زود...
romangram.com | @romangram_com