#_به_من_بگو_لیلی_پارت_151
- من هم در مورد منبع غیبگویی هات جدی ام!!
روش رو به طرف دختر چرخوند و با زل زدن به چشم هاش ادامه داد: لیلی خانوم!
دختر که متوجه منظورش شده بود، چشم هاش رو باریک کرد و با حرکت سر موهاش رو از جلوی صورتش کنار زد. آهسته گفت: اسم من نسیمه، نه لیلی.
کارن لبخند کنایه آمیزی زد و جواب داد: یعنی به اسم کوچیک صدات بزنم؟
- من همون محسنی رو ترجیح میدم.
- به هر حال فرقی تو اصل ماجرا نداره.
دختر قدمی به جلو برداشت و پرسید: میشه اصل ماجرا رو توضیح بدید؟
دیگه اینکه خودش رو به نفهمی زده بود، داشت کارن رو عصبانی می کرد.
- شما اساساً صلاحیت رسیدگی به این کیس رو ندارید.
- ...
- مطمئناً پروفسور مجیدی از رابطه ی...
می خواست بگه «عشقی» ولی زبونش رو پس کشید. در عوض اضافه کرد: نزدیک شما با آقای غریب نواز با خبر نبودند!
romangram.com | @romangram_com