#_به_من_بگو_لیلی_پارت_110
- نه...
- تا حالا ندیده بودم جلسه ها انقدر پر سر و صدا باشه.
نسیم به فضای خلوت سالن نگاهی انداخت و گفت: مگه کسی اعتراضی کرد؟
- نه. صدا واضح نبود.
- ...
- خوشبختانه همه مریض خانوم دکترند!
و با سر به مطب چشم پزشکی دکتر فلاحتی نژاد اشاره زد. نسیم اوهوم گفت و خواست به دفتر برگرده که منشی اضافه کرد: چرا جلسه های دکتر شفیق رو گذاشتید آخر وقت؟
- چطور مگه؟
- تو ساعت شلوغی میذاشتید که مردم ببینند... خیلی ها برنامه هاش رو تو تلوزیون دیدند، می دونی چه سر و صدایی می کرد؟ چه تبلیغی می شد؟
نسیم با خستگی سری تکون داد و گفت: حرف هام که یادت نرفته خانوم ایمانی؟
اشاره اش به گفتگوی ماه قبل در مورد درز نکردن خبر این جلسه ها به بیرون بود. منشی شونه بالا انداخت و گفت: به خاطر خودتون گفتم.
romangram.com | @romangram_com