#به_من_بگو_کی_هستم؟_پارت_196

از لاي دندوناي قفل شدش غريد:

_تو چي ميدوني بچه. همش تقصير شماها بود كه بايد جسمتون هزاران سال پش زيرخاك مي گنديد. اگه تو و خانوادت نبودين زندگي همه ما تا ابد خوش بود. ملورين از اولم مال من بود.

_به خودت بيا نذار بيشتر از اين شيطان به بازيت بگيره.

شايان وحشيانه گلوم رو گرفت و من رو به درخت كوبيد. به سمت بالا كشيدم و حالا صورتم درست روبه روي صورتش بود و گرماي رقت انگيزي كه ازش صاتع مي شد پوستم رو مي سوزوند.

شايان_ همتون رو يكي يكي ميكشم حتي روحتون رو هم براي هميشه ناپديد مي كنم.ملورين رو با خودم به جهنم ميبرم و كاري ميكنم تا ابد مال خودم بشه...حالا ديگه حتي به كمك تو هم احتياجي ندارم.

گلوم رو به شدت مي فشرد و كم كم همه چيز داشت تار مي شد كه مهبد رو ديدم كه غرش كنان به سمتم دويد. ثانيه اي بعد روي زمين پرت شده و گيج و منگ بودم.

وقتي به خودم اومدم.

مهبد بي جون روي زمين افتاده بود و شايان وحشيانه توي سر گرگ زخميم مي كوبيد.

يهو يه حسي توي بدنم شروع به جوشيدن كرد و كل بدنم داغ شد. به سمت شايان دويدم و روي زمين پرتش كردم. بطري آب مقدس رو كه گوشه اي افتاده بود ديدم و با سرعت نور به سمتش رفتم درش رو باز كردم. خواستم برگردم كه شايان روبه روم بود. حالا ديگه جلوي چشم هام رو خون گرفته بود. تا خواست دهن باز كنه و چيزي بگه بطري رو روي سرش خالي كردم. يهو انگار گر گرفت. آتيش اطرافش شعله ورتر شد به سمت بالا رفت نعره مي زد و توي آتيش خودش مي سوخت. صداي نعره هاي وحشتناكش توي جنگل پيچيده بود و رشعه به تن هركسي مي انداخت. شايان، عامل تمام بدبختي ها و سختي هاي هممون جلوي چشم هام سوخت و خاكستر شومش همراه با بادي كه مي وزيد رفت و ناپديد شد.

نگاهم به سمت مهبد كشيده شد. تبديل شده بود و.روي زمين افتاده بود. روي بدنش پر از جاي زخم بود و تنش از خون خودش سرخ شده بود. خون غليظي از لاي موهاي زيباش بيرون مي اومد و روي زمين مي ريخت.

به سمتش دويدم و سرش رو توي بغلم گرفتم.

هق هق مي كردم و صورتش رو نوازش مي كردم.

خواستم با عمو شهروين تماس بگيرم و بگم بيان كمك ولي گوشيم آنتن نداشت.

مهبد حال حرف زدن نداشتن و فقط صداي نفس كشيدنش رو مي فهميدم.

به سختي از روي زمين بلندش كردم و بازوش رو دور گردنم انداختم.

يكم كه جلوتر رفتيم مهبد ديگه طاقت نياورد و افتاد.

دوباره سعي كردم زنگ بزنم كه بلاخره تونستم.

عمو شهروين گوشي رو برداشت.


romangram.com | @romangram_com