#به_من_بگو_کی_هستم؟_پارت_133
مهبد- من رو ببوس
همه با دهن باز به مهبد زل زدیم که گفت:
-چیه؟ این قانون بازیه
سرخ شدم و سرم رو پایین انداختم. دوست داشتم زمین دهن باز کنه و من رو ببلعه.
ملتمسانه بهش نگاه کردم که سرش رو بالا انداخت و گفت:
-نچ
یهو مهتاب دستاش رو بهم کوبید و گفت:
-نیسا، مهبد رو ببوس یالا
همراه با مهتاب یهو نازلی و آرمانم شروع کردن به دست زدن و گفتن همون جمله...
مهبد دشستش رو به نشونه ی لایک بالا آورد و به سمتشون گرفت.
با چشم واسه همشون خط و نشون کشیدم که یهو مهبد گفت:
-اگه بازی رو ادامه نمیدی من برم.
یهو از جا پریدم و گونه اش رو بوسیدم و دوباره سرجام نشستم.
مهبد پنچر شده بهم زل زد.
پسره پررو همینم زیادیه ایش...
بچه ها که قیافه پنجر شده ی مهبد رو دیدن بلند زدن زیرخنده.
نوبت من بود. بطری رو چرخوندم و رو به آرمان ایستاد.
-جرات یا حقیقت؟
romangram.com | @romangram_com