#به_من_بگو_کی_هستم؟_پارت_126
مهبد- مرد به این به قول خودت گنده گی کجام شبیه بچه هاست؟
دستم رو روی ابروهاش کشیدم.
-ابروهات...
انگشت اشارم رو روی چشم هاش گذاشتم.
-چشم های مهربون و خاکستریت.
به نوک دماغش ضربه زدم و گفتم:
-مماخت
یهو دوتا لپاش رو محکم کشیدم و گفتم:
-لپات...
اخ بلندی گفت که موندن رو جایز ندیدم و فورا بلند شدم.
سرجاش نشست و به طرفم خیز برداشت که از روی تخت پایین پریدم.
به سمت در دویدم و مهبد هم پشت سرم بود.
از پله ها بالا رفتم و روی عرشه رسیدم.
دنبالم اومد و یه گوشه گیرم انداخت. خواستم یه قدم عقب برم که دستش رو دور کمرم حلقه کرد و به سمت خودش کشید.
موذیانه بهم زل زد و گفت:
-پس لبام چی؟
ابروش رو به حالت سوالی بالا انداخت.
دستم رو یواشکی بالا آوردم و شروع کردم به قلقلک دادنش ولی هیچ واکنشی نشون نداد.
romangram.com | @romangram_com