#به_من_بگو_کی_هستم؟_پارت_110
-هی! جلو نیا من یه رزمی کارم
بلند زد زیر خنده و گفت:
-فکر می کنی میتونی من رو بزنی؟
گارد گرفتم و گفتم:
-امتحانش ضرری نداره
این رو گفتم و مشتم رو به سمتش پرتاب کردم که مشتم رو توی هوا گرفت، چرخوندم و دوباره رفتم توی بغلش.
-آخ دستم. ولم کن.
مهبد-دیگه واسه من قپی نیای زبل کوچولو
این رو گفت ، ولم کرد و از اتاق بیرون رفت.
-اه لعنتی!به من گفت زبل کوچولو
از حرص پام رو محکم روی زمین کوبیدم که دردم گرفت.
روی زمین نشستم و مچ پام رو توی دستم گرفتم.
زیر لب غریدم:
-پسره ی الدنگ...
جلوی آینه ایستادم.
هوس کرده بودم موهام رو خرگوشی ببندم.
دوتا کش مو برداشتم و موهام رو بستم.
دوتا رشته ی کوچیک از موهام رو کنار صورتم رها کردم.
romangram.com | @romangram_com