#به_همین_سادگی_پارت_339
-نخیرم.
با گرفتن چونهم صورتم رو چرخوند و نگاهم از سایهی درختی که روی کاپوت ماشین افتاده بود کشیده شد روی صورتش که نه مهربون بود و نه اخمو.
-الان یعنی قهری پس؟
- نه. نه خب؛ اما... اخمت رو دوست ندارم، من فقط قصدم شوخی بود.
لب پاینش رو کشید توی دهنش و به چشمهام خیره شد.
-باشه من معذرت میخوام. این اخم از عمد نبود، قصدم هم اصلا توبیخت نبود.
رک عذرخواهی کرد و من باورم نمیشد در عین غرور داشتن مردونهش اشتباهش رو با یه عذرخواهی محکم جبران کنه و من دلم بلرزه برای غروری که مکملش مهربونی بود.
-حالا آشتی؟
خود به خود لبهام کش اومد به یه خنده.
-من که قهر نبودم.
romangram.com | @romangram_com