#به_همین_سادگی_پارت_288
-واقعا خودت درست کردی محیا جون؟
چپ چپ به عطیه نگاه کردم.
-آره؛ ولی واقعا نمیدونم مزهش چهطوری شده.
-من میدونم، افتضاح.
دوباره همه به حرف عطیه خندیدن که عمو احمد من رو پهلوی خودش نشوند.
-ظاهرش که میگه خیلی هم خوبه.
لبخند خوشحالی روی لبم جا خوش کرد که باز عطیه گفت:
-خب بابا جون مثل خودشه دیگه، ظاهرسازی عالی از درون واویلا.
این بار امیرعلی که تازه وارد هال شده بود به عطیه چشم غره رفت.
-عطیه اذیتش نکن، اصلا به تو کیک نمیدیم.
romangram.com | @romangram_com