#به_همین_سادگی_پارت_278


-خیلی بی‌ادبی عطیه، نخیر بفرمایید.

-هیچی کاری نداشتم، کاری نداری تو؟

–آدم نمیشی تو، نخیر امری نیست.

-بچه پررو، باز روت زیاد شده. برو به کیک پختنت برس، حیفه من که دارم از پشت تلفن بهت روحیه میدم کیک آشغالی نپزی.

-نخواستم روحیه بدی، برو سر درست.

-لیاقت نداری. بای بای محیا، دارم زنگ می‌زنم امیرعلی تا ادبت یادت بیاد، بای بای.

-تو غلط بکنی، بای بای عطی جون.

با خنده گوشی رو قطع کردم و ذوق‌زده به کیکم خیره شدم.

***

بابا کمکم کرد و کیک شکلاتیم رو برد توی ماشین.

romangram.com | @romangram_com