#به_همین_سادگی_پارت_246
-نه خب، من در هر موقعیتی خوابم بیاد میخوابم.
-پس دیگه بخواب، شبت بخیر.
قبل از قطع کردن تماس دلم رو به دریا زدم و گفتم:
-امیرعلی؟
-جانم؟
بیاختیار لبخند پر کرد صورتم رو. آرزویی که از موقع خواب رو دلم سنگینی میکرد رو گفتم:
-راستش یه کم میترسم، برام قرآن میخونی قبل از اینکه قطع کنی؟ البته اگه خستهای...
پرید وسط حرفم.
-خسته نیستم، بخونم برات؟
مثل بچهها ذوقزده از مهربونیش گفتم:
romangram.com | @romangram_com