#به_همین_سادگی_پارت_244


مکث کرد.

-هیچی ...

یه دفعه‌ای و بلند گفتم:

-راستی خاله لیلا شماره‌ت رو از کجا داشته؟

-آروم‌تر هم بپرسی جواب میدم، گفت محمودآقا از عمواکبر گرفته.

آهان کشیده‌ای گفتم.

-یه کار دیگه هم داشت، ما رو برای عروسی دخترش دعوت کرد، آخر هفته است؛ میای بریم؟

با تعجب گفتم:

-ما رو؟ چرا آخه؟

-ولله تو خودت رو یه دفعه‌ای فامیل کردی، من چه بدونم!

romangram.com | @romangram_com