#به_همین_سادگی_پارت_235


-نه فقط خجالت می‌کشم.

خنده‌ی کوتاهی کرد و باز یه بـ ـوسه مهمون موهام شد.

-قربون اون خجالتت.

روی پاش ضربه زد.

-سرت رو بذار این‌جا.

بی‌حرف سرم رو روی پاش گذاشتم، خوابم می‌اومد ولی نمی‌تونستم بخوابم؛ می‌ترسیدم.

شقیقه‌م رو نوازش کرد و موهام رو برد پشت گوشم.

-سعی کن بخوابی، من این‌جام، از هیچی نترس.

دستش رو محکم گرفتم.

-قول میدی؟

romangram.com | @romangram_com