#به_همین_سادگی_پارت_192


گیج بودم و خجالت‌زده، نگاهم رو به دست‌هام دوختم و حرف‌های کی درست بود؟

-مریم چی بهت گفته بود که این‌جوری بهم ریختی؟

مِن مِن کردم.

-گفت که تو عاشقش بودی و اون چون موقعیتت رو می‌دونسته جواب منفی داده.

پوزخندی زد و چه پردرد و من باید از شرم می‌مردم.

-خوبه، همون حرف لعنتی که بیزارم کرد از هر چی عشق و عاشقیه... و دیگه؟

سکوت کردم که گفت:

-اگه حرف‌هام رو باور نداری حاضرم باهاش رو در رو بشم و همین حرف‌ها رو بگم تا بفهمی کی درست میگه و راست.

به خاطر محکم حرف زدن امیرعلی، این‌بار بیشتر خجالت کشیدم و قضاوتی که خودم بی‌هیچ منطقی انجام داده بودم.

صدام لرزید و باز هم گریه.

romangram.com | @romangram_com