#به_همین_سادگی_پارت_164
***
این کتاب در سایت نگاه دانلود ساخته و منتشر شده است
www.negahdl.com
***
بقیهی حرفش تو دهنش ماسید وقتی نگاهش افتاد به چشمهام که احساس درونیم رو داد میزد. بیهوا خودم رو پرت کردم توی آغوشش و این بار بدون لحظهای مکث دستهاش، دور شونههام حلقه شد و کنار گوشم آروم گفت:
- ممنونم که هستی.
گرم شدم و آروم، توی آغوش امنش و جملهای که شنیدم، با همهی سادگیش قلبم رو به پرواز درآورد؛ چون حالا راضی بود از بودنم .
***
romangram.com | @romangram_com