#به_همین_سادگی_پارت_124
امیرمحمد لیوان چایش رو نصفه گذاشت توی نعلبکی جلوش.
-رشتهت انتخاب خودته یا رفتی پیش مشاور تحصیلی؟
-انتخاب خودمه، مشاوره نرفتم. حل کردن مسئلههای ریاضی حس خوبی به من میده.
عطیه دستش رو به طرفم نشونه گرفت و رو به بقیه گفت:
-دیوونهست دیگه، آخه کی از ریاضی خوشش میاد؟
-من.
نگاه ذوقزدهم رو به امیرعلی دوختم که عطیه ابرو بالا انداخت.
-نه بابا! کی میره این هم راه رو؟ خب تو هم یکی لنگه این محیایی دیگه.
امیرعلی ابروهاش رو بامزه، با هماهنگی چشمهاش بالا داد.
-آها یعنی من هم دیوونهم؟
romangram.com | @romangram_com