#بازمانده_ای_از_طبیعت_پارت_175
-یعنی اینجا همون جای مناسبه؟
سرشو تکون داد وگفت:
-بله بانو این همون جاست شما باید اینجا بتونید اب رو کنترل کنید
وای خدا غلط کردم چیز خوردم حالا چکارکنم حتی اذرخشم رفته بود
تیگران رو کردم سمتمو گفت:
-بانو برید داخل دریاچه
تااینو گفت تقریبا سه تا سکته رو باهم زدم گفتم:
-چــــــــــــــــــــــــــــــی؟
-برید داخل دریاچه
-اما من شنا بلد نیستم
-اما شما باید اب افزاری کنید
با عصبانیت گفتم:
-بخوره تو فرق سرم میخوام صدسال نکنم انگار شما میخواید منو بکشید
حرفی نزد اما تا به خودم بیام منو با یه حرکت شوت کرد داخل دریاچه شروع کردم به دستو پا زدن
خدایا خودت کمکم کن چکار کنگ حالا اقعا داشتم غرق میشدم که یهو دستمو بیرون اوردمو با تمام
قدرتم کوبیدم رو اب که یهو شروع کرد به غرش کردن هم ترسیده بودم هم داشتم میمردم نگام به اون
تیگران عوضی افتاد که تکیه داه بود به درختو نگاهم میکرد سعی کردم خونسردیمو حفظ کنم پام
خورد به یه سخره با هزار زحمت ایستادم روش باید اب افزاری میکردم باید چشمامو بستمو و شروع
romangram.com | @romangram_com