#باورم_شکست_پارت_727

- باز اسم امیر آراد اومد رفتی فضا؟
- روزی که دیدیمش یادته؟
- آره، همون روز بود که به لقب سوغاتی نایل اومد.
لبخندی روی لبش نشست.

- چند روز پیش مامان نرگس می گفت نگرانته.
- نگران چی؟ من که دیگه فکر و خیال نمی کنم. نه اینکه نباشه، اما سعی می کنم فکر نکنم.
- کاش هیچ وقت وقت حرفی زده نمی شد.
- یه وقتهایی فکر می کنم دایی فهیم هم در گیر یه لحظه کینه شده، ولی باز هم میگم؛ اگر به این بود که روزانه خیلی ها کشته می شدند.
- درسته. این راز که فاش نشده بود ، کاش همونجورمیموند.
- گفتنش علاجی نکرد، ولی حداقلش این بود که اون گفت و راحت مرد.
- مامان نرگس میگه که امیر آرادگفته از غصه ی نگاه یلدا سکته کرد.
نفسش را کلافه بیرون داد و به سمت پنجره رفت.


romangram.com | @romangram_com