#باورم_شکست_پارت_707

- میگی گریه نکنم؟ دایی داره زیر اون همه دستگاه جون میده، تو نگران سردرد منی؟
- من کنارت نشستم و لزومی به داد زدن نیست. در ضمن اینجا بیمارستانه و لازمه مراعات کنیم.
- میدونم ، ببخشید. دست خودم نیست. یه دیروز نتونستم بهش سر بزنم. هر چی اول هفته دکتر گفت باید بستری بشی و تو خونه نمونی گوش نکرد و این شد نتیجه اش.
نفسش را کلافه بیرون داد و دستی به صورتش کشید.

- گریه نکن یلدا؛ اتفاقی نیفتاده.
هق هقش که بالا رفت ،دستش را دورش پیچاند و به خودش نزدیکش کرد.

- گریه کن، اما آروم، از پا میفتی دختر خوب.
بی صدا اشک ریخت و ذهنش از چهره ی زرد و نزار فهیم جدا نشد.


- خوابید؟
- آره، امیر آراد پیشش موند.

romangram.com | @romangram_com