#باورم_شکست_پارت_695
- بلند شو.
- چی شد؟ گفتم ببخشید که.
- بلند شو لطفاً.
پتو را کنار زد و روبرویش نشست.
- یه چیزی رو برات روشن می کنم و دیگه هیچ وقت راجع بهش حرفی نمی زنم.
- امیرآراد.
دستش را به نشانه ی سکوت بالا آورد.
- هیچ وقت، تأکید می کنم ،هیچ وقت برای کارهایی که انجام میدی به افراد اشتباه توضیح نده. اومدن اینجا، رفتن به اونجا، نشستن و بلند شدن تو هیچ ایرادی نداره و من اصلاً دوست ندارم تو فکرت مشغول نوع تفکر دیگران بشه. بار آخر بود که گفتم، من به رفتار تو ایمان دارم و می دونم هرگز حرکتی نمی کنی که باعث سوء برداشت بشه ؛ وگرنه با کمال صراحت بهت میگم انتخاب من نمی بودی.
"امیرآراد" لرزانش، دلش را بالا و پایین کرد و نرم در آغوشش کشید و بوسه ای روی سرش نهاد.
- م... من...
romangram.com | @romangram_com