#باورم_شکست_پارت_689

- جونم
سرش را جدا نکرد و همچنان سر بر کتفش نشانده بود.

- گفته بودم دوستت دارم.
قفل دستش را از دور کمر باز کرد و تن ظریفش را در آغوش کشید.

- دفعه ی بعد که تصمیم گرفتی دل من رو به باد بدی، روش دیگه ای رو امتحان کن.
- این یعنی این دفعه موفق نبودم.
- موفق بودی ، اما ذاتاً در این جور موارد تعدد تجربه رو می پسندم.
سرش که از خنده ی پر صدا به عقب پرتاب شد ،بوسه ای سیبک گلویش را نرم، نوازش کرد.

- نسکافه آماده ست؟
- آماده ست. تا من لباس عوض کنم بیار.
- کابینت کنار یخچال همه چیز هست. انتخاب با خودت.

romangram.com | @romangram_com