#باورم_شکست_پارت_685


- ببری؟ مگه به همین راحتیه؟
- مامان، لطفاً
- حداقل الان که کارت گیر افتاده کمی ملایم باش.
دستش را جیب شلوارش فرو برد و منتظر نگاهش کرد.

- برم ببینم چه میشه کرد.
- جبران می کنم.
ابروهای نرگس بالا رفت و با گفتم "امیدوارم" ، از کنارش گذشت.
- یلدا حواست هست چی گفتم؟
- چشم خان جون، اصلا اگر اینجوری نگرانی نرم؟
- نگران نیستم پدر جونت هم مشکلی نداره، اما سر بسته گفت...
لبش را به دندان گرفت و سرش را پایین انداخت.


romangram.com | @romangram_com