#باورم_شکست_پارت_683
- وقتی موقع شما شد متوجه میشی.
- حالا قبل از اون نمیشه متوجه ام کنی؟
"آرزو"ی کشیده اش ،لبخند آرزو را کش داد و با چرخاندن سرش نگاهش در نگاه امیرآرمان قفل کرد.
- غرق نشی.
- غریق نجات روبرو ایستاده ،ساحل امن.
خنده اش را مهار کرد تا جلب توجه نکند.
- یلدا،میشه چند دقیقه با من بیای توی اتاق؟
از جایش بلند شد و به سمتش رفت.
- چیزی شده؟ حالتون خوبه؟
- خوبم ، نگران نباش. فقط ...
- چیزی لازم دارید؟
- نه، این پاکت پیشت باشه.
romangram.com | @romangram_com