#باورم_شکست_پارت_669
- هیچی، رنگش ملاحت خاصی داره و با رنگ پوستت هارمونی جالبی پیدا می کنه.
- آره، عمه مونس هم همین رو گفت.
به سمتش رفت و دستش را در دست گرفت.
- خیلی خوشحالم برات و امیدوارم که خوشبخت باشی.
- آرزو، باورم نمیشه از این حرفها هم بلد باشی.
بی ذوقی تحویلش داد و از اتاق بیرون رفت.
- به نظرم آب و هوا بهتون اثر کرده و حال و روزتون بهتر شده.
- آره، هوای آلوده ی اینجا رنگ و ریخت آدم رو هم عوض میکنه.
خودش را جلوتر کشید و دست های رگ زده اش را در دست گرفت.
- خیلی خوشحالم که تا زنده هستم سر و سامان گرفتنت رو می بینم.
- و بیشتر هم خواهید دید.
romangram.com | @romangram_com