#باورم_شکست_پارت_664

- ممنون . ولی خودم راضی به این همه خرید نبودم.
- از بس تو... من بودم دو برابر این ها رو خریده بودم.
- شما که بله. با امیرآرمان چه کردی؟
- بازی با کلمات و چرخش رفتار خوبی داره.
- چرخش رفتار چرا؟ مگه چی شده؟
- من بهش میگم بذار کنار ،میگه نه. میگم پس من نمی تونم بمونم ،بازم میگه نه. یلدا من با این شغل مشکل دارم. چند روز پیش زنگ زده که دارم استعفا میدم، ازش می پرسم برای چی؟ میگه وقتی من نتونم تو رو راضی کنم که هم تو هم شغلم ،همون بهتر که استعفا بدم. منم گفتم هر کاری دلت می خواد انجام بده.
- حالا حرص نخور. آروم باش.
- نه میخوام شغلش رو بذاره ،کنار نه میتونم خودم رو راضی کنم. اگر اتفاقی بیفته؟
- این همه نظامی، مگه همیشه قراره اتفاقی بیفته.
- حالا چطور می شد مامان نرگس به جای تفنگ، خط کش تی یا چه می دونم، پنس پزشکی می داد دست این بچه.
صدای خنده اش اتاق را پر کرد و او همچنان نق می زد.

- انقدر که میگی مامان نرگس، مامان خودت رو صدا نزدی.
- خب حالا.

romangram.com | @romangram_com