#باورم_شکست_پارت_660

- یلدا چی شده؟ نرگس خانم چی می گفت؟
- آرزو بود.
- تو چته؟ پدرجونت میگه پکر بودی از اتاق اومدی بیرون؟ چیزی شده ؟
- نه خان جون. یعنی امیرآراد...
کلامش با صدای گوشی بریده و با دیدن اسم روی صفحه نفسش را به راحتی بیرون داد.

- امیرآراد...
- جانم، ببخشید. گیر افتادم جایی، گوشی تو ماشین مونده بود. معذرت می خوام.
- مردم از نگرانی. دلم هزار راه رفت.
- قربونت دلت برم، ببخشید.
- قطع کن من به مامان خبر بدم نگران نباشه، بعد باهات تماس می گیرم.
- نمی خواد. تا اومدم تو ماشین مامان تماس گرفت. اون نگران تو بود.
تکه ای از موهایش را پشت گوشش فرستاد و سری به علامت هیچ برای نگاه پرسشگر خان جون بالا داد .


romangram.com | @romangram_com