#باورم_شکست_پارت_658

- هر روز هم داره بدتر میشه و متأسفانه به حرف من گوش نمی ده.
- متوجه نمی شم، منظورت چیه؟
- درمان خارج از ایران، یا یه پزشک دیگه؛ نمی دونم ، واقعاً گیج شدم.
- توکل به خدا. در مورد دکترش هم که دیدی یکی از به نام ترین پزشک های کشوره، ولی دیدی که نظرش چی بود.
غم نشسته بر جانش را هیچ چیز نمی توانست از بین ببرد. دلش برای تمام تنهایی هایش گرفت. کاش روزگارش جور دیگری رقم خورده بود. حسرت گذشته دردی را دوا نمی کرد و به قول معروف ،آبی که رفته به جوی بر نخواهد گشت.

- یلدا گوشیت.
از جایش بلند شد و به سمت اتاقش پا تند کرد. با دیدن اسم آرزو روی صفحه آه از نهادش بلند شد.

- سلام آرزو؟ خوبی؟
- خوبم، چی شد، جواب آزمایش معلوم شد؟
- آره. مشکلی نبود ولی من الان نگرانم، امیرآراد جواب نمیده.
- از کی؟ خب زنگ برن مامان نرگس.
- یعنی خوشم میاد ازت ، تو این شرایط هم یادت نمیره مامان نرگس گفتنت.

romangram.com | @romangram_com