#باورم_شکست_پارت_653


- بیدار نمیشی آقا؟ امیر...
- خوابم میاد.
- شب نمی تونی بخوابی ، پس بلند شو.
دستش را روی عضلات بازویش کشید و نرم حرکت داد.

- نکن یلدا.
- و کی می خواد مجبورم کنه ادامه ندم.
دستش را به پهلوی ماه پیشانی اش گذاشت و فشاری خفیف وارد کرد.

- وقتی نمی تونی از پس عواقب کارت بر بیای ،ادامه نده.
دستش از بازویش کنده شد و باز هم حرکات نرم انگشتان را این بار روی سینه اش ادامه داد.

- دختر خوبی نیستی شما و اگر اتفاقی افتاد من اصلا ًمسئولیتی قبول نمی کنم.

romangram.com | @romangram_com