#باورم_شکست_پارت_634
- ببخشید، اما مسیرتون اشتباهه.
- من خیلی وقته از صراط مستقیم خارج شدم.
- و حرف من هم همونه. من پیش وکیل نمیرم.
- در هر حال مهم نیست. دیر یا زود باید بری.
از جایش برخاست و به سمت اتاق رفت. خسته تر از آن بود که بخواهد برای کاری که دیر یا زود انجام می شد ،چانه بزند.
- این پتو رو بنداز رو خودت داداش.
- دستت درد نکنه، هوای این فصل سال عالیه. من این موقع سال رو خیلی دوست دارم.
- نشستن تو ایوان و لم دادن زیر آفتاب نیمروزی حس خوبی داره.
- دخترک چطوره؟
- پیش خان جون موند. من اومدم سری بزنم و برم.
- مراقبش باش. این دختر خیلی دوست داشتنیه.
- ای کاش خودتون ...
سرش را به پشتی صندلی تکیه داد
romangram.com | @romangram_com