#باورم_شکست_پارت_632
- من هنوز سر پا هستم و می تونم از عهده ی خودم بر بیام.
ظرف میوه را روی میز گذاشت و روبرویش نشست.
- کی گفته نمی تونید. من فقط اینجا هستم تا تنها نباشید.
- امیرآراد خوبه؟
- سلام رسوند. قبل از اومدن باهاش صحبت کردم.
- قرار عقد چی شد؟
- اصرار شما بدتر از خودشه. خوبیت نداره انقدر برای شوهر دادن من عجله کنید.
گوشه ی لبش بالا رفت و خیره نگاهش کرد.
- چی شد بالاخره؟
- فردا می ریم آزمایش.
- خیلی هم خوب. فقط ...
- چی شده؟
romangram.com | @romangram_com