#باورم_شکست_پارت_615

- و خیالم راحته که نپرسیده توضیح میدی.
صدای خنده ی بلند آرزو تا سر کوچه هم می رسید.

- حالا باید دید این جناب محتشم با شغلش چه می کنه؟
- آرزو تو می تونی قبول نکنی؟
- و اگر می خواد نشون بده من رو دوست داره، باید از شغلش کناره بگیره.
- بی منطق.
به سمت آشپزخانه رفت و لیوانی آب پر کرد و به سمت اتاقش برگشت.

- کمی بیشتر فکر کن. اگر می بینی نمیشه ارتباط تلفنی و پیام بازی رو تعطیل کن.
- من رو که می شناسی، بی جهت کاری نمی کنم. پس صبور باش.
- امیدوارم. من برم که واقعاً خسته هستم.
- نیست که الان می خوابی؟
- این موقع شب برای خواب نیست؟

romangram.com | @romangram_com