#باورم_شکست_پارت_570

***************
- کجایی یلدا؟
- دانشگاه، تو کی میای؟
- من پنج دقیقه ی دیگه کنارت هستم. آرزو جان تنهات نمیذاره.
خداحافظی کرد و گوشی را روی حالت سکوت تنظیم کرد و درون کیفش گذاشت. کارش تمام نشده آرزو نفس زنان وارد شد.

- ارزش داشت زنگ بزنی؟
تابی به گردنش داد و رویش را به سمت دیگری داد.
- من نمی دونم این سوغاتی به چی تو دل خوش کرده اومده خواستگاری؟
- شما نگران نباش.
- خدا وکیلی با این...
کلام آرزو با آمدن استاد قطع شد و کلاس در سکوت فرو رفت. در کلاس بود، اما تمام ذهنش پی اتفاقات افتاده و در حال وقوع بود. از درس که چیزی متوجه نشد، کاش حداقل این اتفاقات را به سلامت رد می کرد.

- خب الحمدلله این استاد خیلی بهتر از طاهری تدریس نکنه حداقلش این هست که کمی انعطاف داره. چی بود اون طاهری .

romangram.com | @romangram_com