#باورم_شکست_پارت_561

- قرار خواستگاری رو که گذاشتید به من هم خبر بدید تا بیام.
- امروز حالتون زیاد خوب نیست. کمی رنگتون پریده.
- خوبم. به خاطر این داروهاست که تقریباً هیچ اثری هم ندارند، فقط ضعیف تر و بی حس تر می شم.
- کی باید برید برای آزمایش.
نفسش را بیرون داد و پیشانی دردناکش را فشرد.
- عمرم به آزمایش بعدی کفاف نمیده.
- این چه حرفیه دایی؟
- سرطان خون با کی شوخی کرده که با من شوخی کنه؟
یلدا، چشمهات رو باز کن، ببین حال و روز من رو... حال من شبیه به آدمهاییه که رو به بهبودند؟
بی رحمانه می گفت و توجهی به یلدای گریان نداشت. سرش را فشاری داد و از جایش برخاست.

- شما بشینید . من میارم داروهاتون رو.
- لازم نکرده.
بهت زده نگاهش کرد و دستش را لبه ی میز گرفت تا از سقوط احتمالی اش جلوگیری کند.

romangram.com | @romangram_com