#باورم_شکست_پارت_555
- فهیم، مادر باهات حرف دارم.
- چی شده؟
- علی، یعنی، مه لقا خانم و محمود خان فهیمه رو برای علی خواستگاری کردند.
- مبارکه.
- همین؟ فهیم مسخره می کنی؟
- نه مادر من، کی بهتر از علی؟ انقدر مردونگی ازش سراغ دارم که می دونم لحظه ای نگاه بد به ناموس کسی نداشته؛ مبارکه فاطمه خانم.
صدای آشنای فهیم گفتن کسی به عالم حال باز گرداندش.
- مبارکه.
- همین؟ فهیم تو دایی یلدایی.
- شما تاج سر همه ی ما، حرفت حجته محمود خان.
لبخندی روی لبش نشست. نفسش را راحت بیرون فرستاد.
romangram.com | @romangram_com