#باورم_شکست_پارت_553


- یلدا، تمام این حرفها رو بنویس تا من امضاء بزنم.
- امضای پای کاغذ به راحتی با یک حرکت مچاله میشه و روانه ی سطل زباله ، اما خدا کنم قلبی مچاله نشه.
- دختر تو کجای زندگی من نشسته بودی که حالا هویدا شدی؟ کی تمام میشه این روزها.
- من سر جای خودم. خان جون میگه هر کسی سر جای خودش باشه ،همه اتفاقات درست انجام میشه.
من و تو سر جای خودمون بودیم و البته تقدیر باعث شد ما بتونیم همدیگه رو در جای خودش و زمان مناسب ببینیم. من دلم آرامش می خواد. نه اینکه نداشته باشم. اما جنس آرامش ها متفاوته . مثل جنس لباس هایی که داریم، کتان یا حریر... هر دو داشته باشیم بد نیست. این یکی ضامن اون یکی ،هر چند نا متناسب با همدیگه. حواست هست به من؟
صدای نفس های آرامش نشان از خوابیدنش بود. لبخندی روی لبش نشست و تماس را قطع کرد و شبی آرام را برایش آرزو کرد.

*************
- خیلی خوش آمدید. چرا زحمت کشیدید؟
- چه زحمتی بابا، الحمدلله بهتری؟
- از لطف شما و نگهداری های بی دریغ این دختر خیلی بهترم.
- کاری نکردیم. کاش پیش خودمون بودی. ما که با تو خونه یکی بودیم، چرا یهو غریب افتادی فهیم؟
سرش را پایین انداخت و سکوت کرد. روی نگاه کردن نداشت.

romangram.com | @romangram_com