#باورم_شکست_پارت_550


صدای زنگ گوشی نگاهش را تا ساعت بالا آورد.
- سلام. چرا بیداری؟.
- فقط برام حرف بزن.
- خوبی؟ کجایی؟
- خوبم . فقط خسته ام ؛ کاش کنارم بودی.
لباس مجلسی اش را با احتیاط روی دسته صندلی گذاشت و سرشانه بلوزش را صاف کرد و روی صندلی نشست.

- رسیدن بخیر. فکر کردم خوابی؟
- از خستگی بی خوابم. چشم که می بندم میای جلو چشمم.
- من معذرت می خوام.
کاش اینجا بود تا تنگ در برش می گرفت و خستگی و دلتنگی این چند روز را جبران می کرد.

- عروسی خوش گذشت؟

romangram.com | @romangram_com