#باورم_شکست_پارت_520

شماره را گرفت و گوشی را به گوشش چسباند.

- سلام. شب بخیر.
- یلدا...
- چی شده؟ خوبی؟
- نه، یعنی کمی کلافه ام.
- بی دلیل؟
- مربوط به تو.
- من دلیل کلافگی هستم؟
- نه، نه. منظورم اینه که امشب مامان حرفهایی زد که من رو کمی ... نمی دونم چطور بگم.
دستی پشت گردنش کشید. گفته بود و حالا باز هم انگار بار اول بود که می خواست حرف بزند. نگران عکس العملش بود.

- من نمی تونم بیشتر از این صبر کنم.
- متوجه نمی شم.

romangram.com | @romangram_com