#باورم_شکست_پارت_517
- میبینم که باز هم ابراز علاقه می فرمایید جناب محتشم کبیر.
- امیرآرمان
امیرآرمان محکمش هم امیرآرمان را ساکت کرد، هم دو کبوتر عاشق را.
- کی اومدید شما دو تا؟
- همین الان . نگران نباش نرگس خانم.
- دلیلی برای نگرانی وجود نداره، اما خب یادم می مونه گاهی اوقات تلافی ،چیز به شدت جالبی خواهد بود.
- الحمدلله که ما از این موارد نداریم.
- با اون آرزو خانم زیبا که من دیدم، گمان نمی کنم دعاهات زیاد طولانی باشه.
خنده ی امیر ارسلان که بالا رف،. لبخندی به بهت امیرآرمان زد و بیخیال از جایش بلند شد و به سمت آشپزخانه رفت و با صدای بلند، آماده بودن شام را اعلام کرد.
- داشتیم نرگس خانم؟
- چیزی که عوض داره گله نداره.
romangram.com | @romangram_com