#باورم_شکست_پارت_492

- این آب رو بخور. آبی هم به دست و صورتت بزن تا ببرمت خونه
- معذرت می خوام. نباید اینجوری می شد.
- تو برای من متفاوتی. از روز اول و اون گره ی ابرو متفاوت شدی.
- گره ی ابرو؟
- عطر تلخ و میگرن ... نسبتی دارند گویا.
خنده اشکه بالا رفت، مرد مقابلش از خوشی در عرش سیر می کند. خندیده بود میان آن همه بغض و حسرت. همین برایش کافی بود. دل می داد ،تا خود جهنم هم همراهش بود.
کاش یک کلام می گفت و خلاصش می کرد.

- آماده ای؟
مقنعه اش را صاف کرد و سری تکان داد.
دور تا دور آپارتمان را از نظر گذراند. امروزش متفاوت شده بود. در خواب هم نمی دید روزی در کنار مردی بدون هیچ اسم و رسمی باشد. حالا اینجا در این آپارتمان شیک، سرش هم تا شانه ی این مرد هم رسیده بود و این یعنی ...
- بر میگردی. خیلی زود.
سرش پایین افتاد و انگشتانش را در هم پیچاند.
- نگاه کارشناسی بود .

romangram.com | @romangram_com