#باورم_شکست_پارت_464
- سلام. خوب هستید؟
- یلدا، خوبی؟ بهتری؟
خب اینها را هم که می شد در دو پیام جمع و جور کرد. الزامِ به عذاب انداختنش چه بود؟ عمه مونس را چه می کرد. مطمئنا تا حالا سناریویی نوشته بود.
- من خوبم. شما خوبی؟
- دختر من دیشب یک لحظه هم آروم نبودم. چه بلایی به سرت اومده یلدا؟
- م...من خوبم. شما از کجا شنیدید؟
- دیروز پیام دادم جواب ندادی. زنگ زدم پدر جونت ،البته میدونی که مجبور شدم؛ ایشون گفتن .
- ببخشید.
- آدم رو دیوانه می کنی.
پایین موهایش را در دست گرفت و ذهنش به دنبال زمزمه ی ریز امیرآراد رفت
- چیزی گفتید؟
- هیچی ، الان خوبی؟ کی مرخص شدی؟
romangram.com | @romangram_com