#باورم_شکست_پارت_455

- دایی فهیم حالش خوب نیست. تو هم که ... بابا گفته بهتره به احترام محمود خان و تا بهتر شدن حال دایی فهیم دست...
میان کلامش رفت

- تحت هر شرایطی شما به کارهاتون برسید، آرزو تکرار نمی کنم. متوجه شدی یا بگم پدر جون زنگ بزنن به آقای احمدی.
- یلدا...
- بی یلدا... من منتظر خبرت می مونم و حالا از بهار بگو.
- والا این جوری که من فهمیدم بهار و حاج خانم شوکت بی میل نیستند و حالا به بهانه و بی بهانه همدیگه رو می بینند.
- خیلی خوب شد. مطمئن بودم حاج خانم بهار رو ببینه خوشش میاد.
سکوت آرزو یعنی بالا و پایین کردن کلمات و چیدنشان به بهترین شکل ممکن.

- آخه حاج خانم شوکت نصف راهه، خود امیرحسین خان هم باید بخواد که انگار مایل نیست.
- همین دید و بازدید ها کم کم مسایل رو حل می کنه.
- نمی دونم والا. من که از این کارها سررشته ندارم.
- بله، شما فعلا امیرآرمان خان رو دریابید.

romangram.com | @romangram_com