#باورم_شکست_پارت_428

- بله، بفرمایید.
- میدونم حالت خوب نیست. می دونم تنهایی ،اما بودن آدم ها رو کنارت حس کن.
- من که به غیر از این چهار نفر کسی رو ندارم.
چطور نشان می داد که قرار است تنهایش نگذارد را خودش هم نمی دانست.

- یلدا نمیذارم تنها بمونی، من هستم.
نگاه بهت زده اش که بالا آمد، قطره اشکی از چشمش چکید .

- گریه نکن یلدا، گریه نکن لطفاً.
این جمله را چنان محکم ادا کرد که گریه ی دختر بیچاره را تشدید کرد. نفسش را کلافه بیرون داد و کنار گوشش زمزمه کرد.

- آروم باش لطفاً، آروم . ببخشید.خواهش میکنم گریه نکن.
- چی شده؟
کمی فاصله گرفت و رو به آرزوی متعجب برگشت.

romangram.com | @romangram_com