#باورم_شکست_پارت_411
- توجیهی نبود. اصولا به توجیه شدن نیاز نیست.
- چه تفاهمی.
- امیر آرمان.
گفته بود این اسم زیادی در این خانه استفاده می شود؟
"شب بخیر" ی گفتند و هر کدام به سمت اتاق خود روانه شدند.
حداقل کاری که توانسته بود انجام دهد ایجاد جرقه ای در ذهن آرزو بود، آن هم در حد انسان های اولیه؛ تا روشن شدن آتش راه بسیار بود. نفسش را کلافه بیرون داد و پرونده ی رویش را باز کرد . شاید گره ی این پرونده باز شود وگرنه گره کار خودش به این زودی باز نمی شد.
- بله مهندس.
- ....
- ممنون. فقط بفرستید برای تأیید نهایی.
- ....
- عرضی نیست. شب بخیر.
گوشی را روی میز گذاشت و بلند شد.
romangram.com | @romangram_com