#باورم_شکست_پارت_387
- هر طور دستور بفرمایید.
نگاهش به یلدا افتاد که به سمتشان می آمد. کاش در همان ماشین مانده بود و بیرون نمی آمد.
- پدر جون، این که مدرسه و درمانگاه نزدیک هم هستند بد نیست؟
- چرا بد باشه بابا؟
تکه ای از موهایش را زیر شال داد
- ممکنه هر اتفاق ناگواری در روحیه ی بچه ها اثر سوء بگذاره.
- حرفت درست . اما بهترین جایی که تونستم زمین پیدا کنم همین جا بود.
حساس بود و نکات ریز را دقت می کرد. حرفش درست بود و هر اتفاق ناگواری می توانست در روحیه ی بچه ها اثری بد گذارد.
به سمتشان رفت و جایی در نزدیک اش ایستاد. با نوک کفشش سنگی را به بازی گرفته بود و با نگاه دنبالش می کرد.
- بهتر نبود تو ماشین می نشستی؟
سرش را بالا نیاورد.
romangram.com | @romangram_com