#باورم_شکست_پارت_376

- همگی. خانواده آقای امیری با ما دوستی چند ساله دارند.
- پس من با ماشین مهندس محبی میام.
در جایش تکانی خورد و مردد از گفتن و نگفتن.

- راستش من که رانندگی سخته برام. یلدا هم ...
- مشکلی پیش اومده؟
نگاهش به سمت آشپزخانه کشیده شد.

- به خاطر سردردی که داره نمیخوام رانندگی کنه، اینه که...
- با کمال میل. اما بهتر نشدند؟
- بهتر شده ، اما صلاح نمی بینم.
سری به نشانه ی فهمیدن تکان داد. در سکوت شنونده ی صحبتهای محمود خان شد.

- خدا رحمت کنه رفتگان شما رو،میگرن هم ارث مادر خدا بیامرزشه.

romangram.com | @romangram_com