#باورم_شکست_پارت_307
- رسیدی؟ راحتی؟
- همه چیز خوبه ،فردا میرم کارم رو انجام میدم تا خیالم راحت باشه .
- با آقای تابان صحبت کردی؟
- آره، دیروز با هاشون همانگ کردم.
- کی تهران هستی؟
- مشکلی نباشه ، جمعه تهران هستم.
- مراقب خودت باش امیر آراد.
- چیزی شده؟
- توضیح میدم.
چشم هایش را روی هم فشرد و خداحافظی کرد. گوشی را روی تخت انداخت و از جایش بلند شد و به سمت حمام رفت.
لباسهایش را پوشید و موهایش را خشک کرد. آب داغ کمی حالش را بهتر کرده بود. خسته بود و ذهنش آشفته تر از جسم خسته اش.
روی تخت دراز کشید و پتو را تا زیر چانه اش بالا کشید. یک خواب درست و حسابی به خودش بدهکار بود. افکارش را گوشه ای گذاشت و خود را به دست خواب سپرد. فردا روز شلوغی داشت.
- من یک ماشین در اختیار می خوام.
romangram.com | @romangram_com