#باورم_شکست_پارت_286


- خوب هستید یلدا خانم؟ پدر جون خوب هستند؟
یلدا خانم دیگر چه بود؟ پدر جون؟ عجب حافظه و دقتی. از جایش بلند شد و مقابلش ایستاد.

- سلام جناب محتشم، خوب هستید؟
- نفسی میاد و میره، شما خوب هستید؟
- الحمدلله.
- احسنت، یک تیر و دو نشان.
یک الحمدلله بود دیگر. خب درست هم نگاه می کردی جواب هر دو حرفش بود. سرش را پایین انداخت تا دستش رو نشود.

- راحت باشید .
سرش را بالا آورد و سؤالی نگاهش کرد.

- راحت باشید.

romangram.com | @romangram_com