#باورم_شکست_پارت_273


- و سفر؟
- باید با آقای تابان هماهنگ کردم .
- آقای تابان معروف.
- بله، همون آقای تابانِ معروف.
- چرا باید با ایشون هماهنگ می کردی؟
عادت به توضیح دادن کارهایش نداشت، اما گاهی اوقات جبر زمانه غالب می شد.

- ایشون قراره تو یک روستا مدرسه و درمانگاه احداث کنن؛ این بود که برای کارهاشون من رو انتخاب کردن. قرار شد هم سفر برم ،هم برآورد اولیه ی کار.
- پس دست به خیر دارند. کجا میری؟
- یک روستا اطراف مشهد.
- بسیار عالی. پرواز گرفتی بابا؟
- هماهنگ می کنم امروز.
سری در تایید تکان داد و فنجان را بالا برد. این جناب تابان را باید از نزدیک می دید، انگار نقشش پررنگ شده بود.

romangram.com | @romangram_com