#باورم_شکست_پارت_270
- امیرآرمان، انگار باز هم ضربه فنی شدی.
- معلوم بود؟
صدای خنده اشان ،لبخندی کم رنگی روی لبش آورد . با فراغ بال پله ها را طی کرد و به سمت اتاقش رفت.
- شام آماده ست، بفرمایید.
طبق معمول میز خوش آب و رنگی چیده بود تا باز هم امیر ارسلان را به خاطر انتخابش پشیمان نکند.
- سعید خان بفرمایید.
- زحمت کشیدید.
- جبران می کنید.
امیر آرمان خجالت زده شد، نرگس ساکتش نکرد .
- سعید خان ،اهالی این خونه قسم خوردند روزی چندین بار اسم من رو بیارن .
- امان از دست تو امیر آرمان ، هنوز...
romangram.com | @romangram_com