#باورم_شکست_پارت_269

- با پرواز می ریم؟
- آره بابا. مهندس هم میان . بهتره با پرواز بریم. اونجا هم که ماشین هست.
سری تکان داد از سر فهمیدن و ساکت ،به ادامه ی مکالمه اشان گوش داد.

**************
- سلام به همه . شب بخیر.
- سلام مامان، خسته نباشی . دیر اومدی؟
- بعد از دانشگاه برگشتم شرکت، کمی کار داشتم . فردا باید برم برای بستن قرارداد.
- شیرینی یادت نره بخری امیرآراد.
انگارحرکت صبح بد جور اثر گذاشته بود. شمشیر را از رو بسته بود؟

- شام فردا شب مهمان من.
- این شد یک چیزی. بالاخره جناب مهندس هستید دیگه.
از کنار نگاه خیره اش گذشت و با "ببخشیدی" به سمت بالا رفت.

romangram.com | @romangram_com